ذبيح الله صفا
74
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
مىپرداختند و علاوه بر همهء آنها ميبايست « قبجر » ( - ماليات ) نيز بپردازند . تصرّف در اموال مردگان در نظر مغولان و بنابر ياسا بسيار زشت بود و مطلقا نمىشد آن را بخزانه راه داد زيرا بفال نيك نبود « 1 » . در ياساى چنگيزى براى مرتكب سرقت و زنا مجازات قتل معلوم شده بود ؛ و نافرمانى فرزند از پدر و زن از شوهر و شرابخوارگى و متابعت از خشم و غضب و نزاع و زدوخورد افراد مغولى با يكديگر با تنبيه سخت همراه گرديده بود . مرتكب جاسوسى و دروغ و سحر و جادو محكوم بمرگ بود . مغولان موظّف بودند كه همنژادان خود را يارى دهند و ديگران را قتل عام كنند . در فصل بهار قوريلتاى ( مجلس مشاوره ) براى كنگاج ( شور ) در امور مهم تشكيل ميشد و همهء سرداران و نوينان ميبايست در آن حضور يابند و الّا كشته ميشدند . بنابر ياسا تنها كسى را ميشد « خان » يعنى پادشاه خواند كه در قوريلتاى انتخاب شده باشد و اگر كسى جزين مىكرد سزاوار قتل بود . رؤساى ملل و طوايف تابع مغول از داشتن عناوين و القاب محروم بودند - صلح كردن با امير يا پادشاهى كه قبول ايلى نكرده باشد ممنوع بود - سلاحهاى سپاه در غير موقع جنگ جمعآورى و هنگام شروع جنگ از دست رؤساى دهه و سده و هزاره و دههزاره دريافت ميشد - غارت كردن دشمن قبل از صدور اجازهء خان يا امراى هزاره و سده و دهه ممنوع بود و بعد از آن همه در غنايم مساوى بودند يعنى هرچه بدست مىآوردند از آن غارت كنندگان بود به شرط آنكه سهم خان را بدهند - هركس بميدان جنگ نميرفت ميبايست مدّتى بىمزد براى دولت كار كند - هيچ مغول را نميتوانستند به خدمت و بغلامى برگزينند و اين سمت از آن ملّتهاى مغلوب بود و هيچ غلامى نميتوانست صاحب خود را ترك كند و اگر كسى به او پناه و غذا مىداد و يا اگر او را مىديد و نزد صاحبش نمىبرد مستوجب اعدام بود - هركسى ميبايست زن خود را بخرد و داشتن دو خواهر و چندين زن درجهء دوم ( مانند صيغه ) مباح بود و همهء زنان پدر بعد از مرگ او غير از مادر بپسر و جانشين
--> ( 1 ) - اين خلاصه كه بعض مواد ياساى چنگيز را نشان ميدهد مقتبس است از اشارات و توضيحات عطا ملك جوينى كه در مجلد اول جهانگشا ( ص 16 - 25 ) آورده است .